شایناشاینا، تا این لحظه: 14 سال و 5 روز سن داره

پرنسس شاینا

غربالگری 1

امروز روز 14 فروردینه و باید آزمایش غربالگری بدم که از سلامت نی نیه عزیزم مطمئن شم .ساعت 2 بود که بابا حامد اومد خونه مامان جون دنبالمون و با هم رفتیم سونوگرافی نیاوران،خیلی شلوغ بود منم و بابایی دل تو دلمون نبود داشت از استرس قلبم وایمیستاد وقتی نوبتمون شد خانم منشی گفت بابایی هم میتونه بیاد تو اتاق سونو.بابایی دستم رو از روی هیجان سفت گرفته بود و فشار میداد، خانم دکتر دستگاه رو که روی شکمم گذاشت یه دفعه یه عروسک پرید جلوی مانیتور و با دستاش بای بای میکرد  .من و بابایی اصلا باورمون نمیشد تا الان ماشاا... انقدر رشد کرده باشی دستت کنار گوشات بود و بالا و پایین میپریدی بابایی انقدر ذوق زده بود که همش از خانم دکتر سوال میکرد اینجا کجاشه؟...
7 ارديبهشت 1391

حسم میگه دختری

سلام مامانی خوبی عزیزم یه چند روزی هست که چیزی ننوشته بودم نمیدونم دختری یا پسر ولی حسم میگه دخملی هستی  چون نمیدونم چرا وقتی میخوام باهات صحبت کنم میگم دخترم همش سراغ لباسای دخترونه ( و اسباب بازی های دخترونه میرم البته فقط سلامتیت برام مهمه حالا اگه پسر شدی و بعدا این نوشته هارو خوندی از دست مامان ناراحت نشی ها .خدارو شکر حالم خیلی خوبه فقط یکم پر خور شدم که اونم فدای سرت  نهایتش میخوام بشم 100 کیلو.هههه.هرچی میخورم سیر نمیشم بیچاره بابا حامد.چقدر حال میده هفته ها رو میشمارم . بعدشم زود میرم از نت یا کتابایی که دارم اتفاقات اون هفته رو میخونم و نی نی گلو رو تودلم تصور میکنم یه چند...
26 فروردين 1391

نوروز 92 اولین عید شاینا

  سلام دختر نازم ، سلام همه نیازم، فدای چشمای مهربونت بشم که روز به روز داری عزیزتر میشی واسه مامان و بابات.....دوست دارم با زیباترین حسای دنیا... امسال اولین عید نوروز تو گل نازمه. عیدت مبارک مامانی.امیدوارم تا آخر عمر هرسال عید کنارم باشی  و واست آرزوی سلامتی و خوشبختی بکنم. دختر نازم این روزها خیلی شیطون شدی . از کنارت که رد میشم کمر میزنی که بغلت کنم. و غش غش میخندی.قربونه اون خندهات.اینم چندتا عکس از سال تحویل . موقع سال تحویل خیلی شیطونی میکردی انگار فهمیده بودی یه خبرایی هست . سال که تحویل شد  من و بابایی کلی بوست کردیم و برات آرزوی یالی خوب کردیم بعدشم  از بابایی هم عیدی گرفتیم . عصری هم رفتیم خونه مامان جون ...
14 فروردين 1391